ه گزارش خبرگزاری صداوسیمای استان آذربایجان غربی، آیین تکریم و گرامیداشت علیرضا ذیحق، نویسنده پیشکسوت خویی که آثار ادبی و پژوهشیاش را به زبانهای ترکی و فارسی مینویسد، از سری برنامههای «گؤروش» در شهرستان خوی برگزار شد. این نویسنده خویی خالق رمانهای عروس نخجوان، شبهای استانبول، کولاک عشق و مرد بی فریاد و همچنین...
پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲ - ۱۰:۳۱ در شهرستان خوی؛ نویسنده خویی تکریم شد آذربایجانغربی _ آیین تکریم نویسنده خویی علیرضا ذیحق با حضور ادیبان و شعرا ی استانی در شهرستان خوی برگزار شد . به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در ارومیه، آیین تکریم و گرامیداشت علیرضا ذیحق، نویسنده پیشکسوت خویی که آثار ادبی و پژوهشیاش را...
اسیر / شعری از چکاوک حمیدی / ترجمه به ترکی : علیرضا ذیحق چکاوک حمیدی فارسجادان ترجمه ائده نی : علیرضا ذیحق اسیر گئجه نین شیفره سینی ، سوروب سوروشدون می ؟ اودا من دن کی هاردا بنده چکیلدیی ییمی ده اونوتموشام و گون یوخدورکی منیم یادداشیم گولله یه باغلانمایا وخاطیره لریم قامچی لانمایا . بدنیم چئوریلیب تارلاردا کی بیر قوش...
علیرضا ذیحق آختاریب بول داها چانتامی باغلاییب گئتمه ک ایستیره م یوروب منی بو گلدی ییم یول داها شام کیمی یانیب سؤنمک ایسته میره م یاراشماز باغبانا ، سولا گول داها نه قار وار نه چن نه کیریده ن کولک تکجه یوخدورگولوش، دونیادا گولک قفس ده هارای ، داردا ترلان تولک یاراشماز وولقانا اولا کول داها قاطار قاطار خاطیره ، چکیر...
علیرضا ذیحق چکاوک حمیدی و پروازی بلند در شعر علیرضا ذیحق چکاوک حمیدی و پروازی بلند در شعر چکاوک حمیدی در شعر، آوازی رها و دلنشین دارد . از نبضی تپنده وامروزین برخوردار است و در واژگان او ، یک وطن با همه ی ابعاد و آدمهایش حضوری نمادین دارد . سخن از عشق و انسان و فجایع خاطراتی می راند و این وقایع وقتی با ذوق و شعور و...
فریدون حصاری ترجمه از ترکی : علیرضا ذیحق حکایت ِ تبار گاهی از خود می پرسم با خویش چه کردیم ؟ هرخدمتی بود به دیگران کردیم ! هر توشه ای بود بردند ، خوردند اما چه بی نمک بود دست ما نثار جان را نیز وظیفه خواندند . سرشک دیده هامان برای دیگری درد چشمانمان ، غصه ی سالیان تاعهد و پیمان بستیم با جان ِ خود پاس داشتیم . کارمان...
شهریار گلوانی تاک پیر ِ پر جوانه برای " علیرضا ذیحق " ای تاک پیر پرجوانه شرزه شیرِ آزاد آکنده از التهابِ دلاویز بوسه و سرود ای جاریِ همیشه لبریز از شراب. گاه که دلتنگ می شوی دلتنگ می شوم لبریز می شود اشکدان ِ چشمانم و پر می شود جام ِ اندیشه ام از گنج های جهان که هیچگاه در دسترس نبوده است . هرچند در کار ِ عشق...
علیرضا ذیحق خنیاگر تبار آیا از نیش مار هم گزنده تر می دانی ؟ - آری ! زبان آدمی و حقیقت . اما حقیقت گزنده ترین است و کاخ های توهم و رویا را فرو می ریزد ! شیرین تر از عسل چی ؟ - دروغ ! وقتی با تمجید و ریا می آمیزد و قصد فریب دارد . از آن شیرین تر چی ؟ - همان دروغ . وقتی از پیشینیان می آید و به باورهای ما قوام می دهد ....
سلیمان ثالث ترجمه از ترکی آذربایجانی : علبرضا ذیحق آرزوهای من کاش ، گبه ای بودم خانه نشین ِ یک خاکستر نشین کاش، قصاصی بودم ستانده شده از یک ظالم. می خواهم سازی شوم شوری افکنم در مجلسی ، کوهی با مضراب ِ سینه ام. آه اگر چنین می شد چه شیرین می شد حیات من. بهاری می شوم بر آنان که رنجور ِ زمستان اند زور ِ بازو می شوم بر هر...
زخم / شعری از علیرضا ذیحق خورشید می رود اماتو بمان نقره ی مهتاب هم می رود اما توبمان. زخمهایت را روبان سفید می بندم و فریاد تو را در آرشیو مردمک ام تا فرداها می برم . خیابانها آبپاشی می شوند و موشها درجوی ها ، دوش ِ سرخ می گیرند. بامن بمان زیبای طلا مو ، من ساز زن ام سه تار گیسوان ات را نغمه ی جان ام کن . با من بمان...
متن کامل : علیرضا ذیحق شهر من خوی واگویه ای برای زلزله های پی در پی ِ خوی اخگر ِ جان ام زاد و بوم ام تاریخِ فاتح ای سبز و فروزانِ مانده از هزاره ها زیبا شهر من “ خوی ” آفتاب می لرزد خاک می لرزد آوار سینه ام سوزان تو را با تن ِ تبدار چکار ؟ آیا تو را نیز زخمی می آزارد ؟ دردی به خود می پیچاند ؟ به حرمت و جلال ِ کو ه...
علیرضا ذیحق گرگ داستان کوتاه علیرضا ذیحق گرگ داستان کوتاه مردی با نقاب گرگ، تا سینه خیس از رود گذشت . چوپان رمه اش را تاراند وپارس سگها بلند شد. هرچه مرد نزدیک ترشد چوپان دورتر شد . مرد نقاب اش را برداشت و گفت : " ازچه رو چنین بیمناکی ؟ " چوپان نفسی عمیق کشید و برای لحظاتی به مرد خیره شد وگام پیش نهاد و گفت...
Pervane Memmedli Türk Dünyası 28/10/2022 GÜNEY AZERBAYCAN’DA ÇAĞDAŞ HİKÂYE ÖNCÜLERİNDEN BİRİ: ALİ RIZA AKÇAYLI Pervane Memmedli Türk Dünyası 28/10/2022 GÜNEY AZERBAYCAN’DA ÇAĞDAŞ HİKÂYE ÖNCÜLERİNDEN BİRİ: ALİ RIZA AKÇAYLI Pervane Memmedli Ali Rıza Akçaylı 1959 yılında İran siyasî coğrafyasında yer alan Güney...
علیرضا ذیحق از میان یادداشتها ی روزانه: لحظه ها ی دلتنگی 80/7/1- خوی انسان بعضا با شیوه ای از زندگی چنان اخت می گردد که گویی حذف آن شیوه ی بخصوص ، امری پرمخاطره بوده و تبعاتی جبران ناپذیر در پی خواهد داشت . زندگی چند صباحی بیش نمانده است وحداقل کمتر ازآنی زندگی می کنم که بیش از این زیسته ام .گذشته هم با همه ی رنج ها و...
علیرضا ذیحق واقعیت " رضا براهنی " در غیر واقعیت علیرضا ذیحق واقعیت " رضا براهنی " در غیر واقعیت آزاده خانم و نویسنده اش ( چاپ دوم ) یا " آشویتس خصوصی دکتر شریفی " رضابراهنی نشر قطره چاپ اول : 1376 - ( 632 صفحه ) رضابراهنی با رمان یا به قول خودش داستان بلند " آزاده خانم و نویسنده اش...