مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com
مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com

کتاب و کتابخوانی / یادداشتی از علیرضا ذیحق

  علیرضا ذیحق


کتاب و کتابخوانی


دروازه‌‌های شعور، فرزانگی، آگاهی، دانش و تفکر را با کتاب است که می‌توان همچون دیرباز به روی جوامع گشود و به ارضای کنجکاوی و اعتلاء توان فرهنگی انسانها همت گمارد. درعصر اینترنت و ماهواره و تکنولوژی‌های پیچیدة اطلاع‌رسانی، هنوز هم کتاب است که کاراترین وسیله برای برآوردن نیازهای فرهنگی ملت‌هاست. نیازهایی که از طریق ادارک و علم تحقق می‌یابند و این مهم، جلوه‌ی عملی به خود نمی‌گیرد، مگر به طریق تنها وسیله‌ای که جز کتاب چیزی نیست و همگان بدان دسترسی دارند.

 

 

  علیرضا ذیحق


کتاب و کتابخوانی


دروازه‌‌های شعور، فرزانگی، آگاهی، دانش و تفکر را با کتاب است که می‌توان همچون دیرباز به روی جوامع گشود و به ارضای کنجکاوی و اعتلاء توان فرهنگی انسانها همت گمارد. درعصر اینترنت و ماهواره و تکنولوژی‌های پیچیدة اطلاع‌رسانی، هنوز هم کتاب است که کاراترین وسیله برای برآوردن نیازهای فرهنگی ملت‌هاست. نیازهایی که از طریق ادارک و علم تحقق می‌یابند و این مهم، جلوه‌ی عملی به خود نمی‌گیرد، مگر به طریق تنها وسیله‌ای که جز کتاب چیزی نیست و همگان بدان دسترسی دارند.   جهان امروز، نیازمند تبادل فرهنگی ملت‌هاست و این امر هم از طریق به کتاب درآوردن داده‌ها و گرفته‌های علمی و معرفتی شکل می‌گیرد و بس. اگر بی‌کتاب باشیم فرهنگی نخواهیم داشت، زیرا این کتاب است که فرهنگ را به جامعه و نسل‌های بعدی منتقل می‌سازد. چرا که فرهنگ شفاهی از عمق و ژرفا تهی است ودر این دنیایی که حتی امیال و هوسهای انسانی حالت مکتوب، مستند و تصویری به خود می‌گیرند چنانچه ضبط و ثبت نگردند راه به جایی نخواهد برد. اینجاست که نویسنده، محقق، مترجم، روزنامه‌نگار و ناشر نقشی اساسی بازی می‌کنند و از طریق مکتوب نمودن فرهنگ شفاهی و معارف عصر، به جاودانگی جلوه‌های فرهنگی یک ملت می‌کوشند و اذهان را به تحرک وامی‌دارند.  اگر مدرسه‌ها‌، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمی، کشاکش اندیشه‌ها را سبب می‌شوند دستمایه‌ی این چالش‌ها کتاب است و از این طریق است که اندیشه‌ها کمال یافته و نو‌آوری‌ها زایشی طبیعی پیدا می‌کنند. هر جامعه‌ای برای طی نمودن مراحل توسعه و ترقی نیازمند آگاهی از گذشته است و برای با خبری از گذشته‌ی فرهنگ یک ملت و مواریث علمی هر عصر، قالبی شایسته‌تر از نوشتار و چاپ و انتشار وجود ندارد. کتاب، عصاره و جوهر فرزانگی است و هنوز هم از نظر ارزانی،  قابل حمل بودن و مایه‌های تفکر علمی، سودمندتر از کتاب وسیله‌ای برای تربیت ایجاد نشده است. کتاب خوب کتابی است که فارغ از ضعف‌های تألیفی و اشتباهات فلسفی،  دینی، علمی، صنعتی وهنری باشد و  در مواجهه با خواننده، تقابل اندیشه را سبب شده و تفکر و شعوری نوین را به ارمغان آورد.

        چنانچه جامعه‌ای از نقصانی رنج می‌برد و به عنوان مثال مشکلی چون بحران اقتصادی را طی می‌کند آیا اگر تازه‌های اقتصادی دنیا مدام در قالب کتاب می‌توانست در اختیار دانشجویان و اندیشمندان آن حیطه قرار گیرد، باز چنین مشکلی تا این حد بحرانی وجود داشت؟ مسلماً نه! چرا که می‌توانست به ظهور انسانهای مطلعی بینجامد و با اندیشه‌های نبوغ آسای خود گره از کارهای فرو بسته بگشایند.  مجامع علمی جهان نه تنها صاحبنظران و متخصصان رشته‌های مختلف علمی را با کتاب تربیت می‌کند بلکه بدینوسیله آفرینندگان کتاب را نیز پرورش می‌دهند. انتقال شناخت‌ها، عادات، ارزشها شیوه‌های زندگی، کنجکاوی‌ها و احساسات و عواطف فردی وجمعی جهت سوق به یک زندگی بهتر در جامعه با اهداف شکوفایی استعدادها و ایجاد دانش درک همنوع، با کتاب است که تلالؤ راستین خود را در جوامع می‌یابد و باید که رشد کتابخوانی- ولو به صورت کتابهای الکترونیکی - سرلوحه‌ی اهداف آموزشی هر جامعه باشد. اهدافی که در جامعة ما دستخوش طوفانی شده که بی‌رغبتی به مطالعه را دامن زده است. این بی‌رغبتی، ریشه در شیوه‌های تعلیم و تربیت رسمی کشور دارد که جز کتاب‌های درسی، هیچ کتابی را برنمی‌تابد.  کتاب، کالایی شده که در این آشفته بازار، هیچ رونقی ندارد و طبیعی است که با این اوصاف نهادهای اجتماعی نیز کارکرد واقعی و بالقوه‌ی خود را از دست خواهند داد.

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.