علیرضا ذیحق
کتاب و کتابخوانی
دروازههای
شعور، فرزانگی، آگاهی، دانش و تفکر را با کتاب است که میتوان همچون
دیرباز به روی جوامع گشود و به ارضای کنجکاوی و اعتلاء توان فرهنگی انسانها
همت گمارد. درعصر اینترنت و ماهواره و تکنولوژیهای پیچیدة اطلاعرسانی،
هنوز هم کتاب است که کاراترین وسیله برای برآوردن نیازهای فرهنگی ملتهاست.
نیازهایی که از طریق ادارک و علم تحقق مییابند و این مهم، جلوهی عملی به
خود نمیگیرد، مگر به طریق تنها وسیلهای که جز کتاب چیزی نیست و همگان
بدان دسترسی دارند.
علیرضا ذیحق
کتاب و کتابخوانی
دروازههای
شعور، فرزانگی، آگاهی، دانش و تفکر را با کتاب است که میتوان همچون
دیرباز به روی جوامع گشود و به ارضای کنجکاوی و اعتلاء توان فرهنگی انسانها
همت گمارد. درعصر اینترنت و ماهواره و تکنولوژیهای پیچیدة اطلاعرسانی،
هنوز هم کتاب است که کاراترین وسیله برای برآوردن نیازهای فرهنگی ملتهاست.
نیازهایی که از طریق ادارک و علم تحقق مییابند و این مهم، جلوهی عملی به
خود نمیگیرد، مگر به طریق تنها وسیلهای که جز کتاب چیزی نیست و همگان
بدان دسترسی دارند. جهان امروز، نیازمند تبادل فرهنگی ملتهاست و این امر
هم از طریق به کتاب درآوردن دادهها و گرفتههای علمی و معرفتی شکل
میگیرد و بس. اگر بیکتاب باشیم فرهنگی نخواهیم داشت، زیرا این کتاب است
که فرهنگ را به جامعه و نسلهای بعدی منتقل میسازد. چرا که فرهنگ شفاهی از
عمق و ژرفا تهی است ودر این دنیایی که حتی امیال و هوسهای انسانی حالت
مکتوب، مستند و تصویری به خود میگیرند چنانچه ضبط و ثبت نگردند راه به
جایی نخواهد برد. اینجاست که نویسنده، محقق، مترجم، روزنامهنگار و ناشر
نقشی اساسی بازی میکنند و از طریق مکتوب نمودن فرهنگ شفاهی و معارف عصر،
به جاودانگی جلوههای فرهنگی یک ملت میکوشند و اذهان را به تحرک
وامیدارند. اگر مدرسهها، دانشگاهها و حوزههای علمی، کشاکش اندیشهها
را سبب میشوند دستمایهی این چالشها کتاب است و از این طریق است که
اندیشهها کمال یافته و نوآوریها زایشی طبیعی پیدا میکنند. هر جامعهای
برای طی نمودن مراحل توسعه و ترقی نیازمند آگاهی از گذشته است و برای با
خبری از گذشتهی فرهنگ یک ملت و مواریث علمی هر عصر، قالبی شایستهتر از
نوشتار و چاپ و انتشار وجود ندارد. کتاب، عصاره و جوهر فرزانگی است و هنوز
هم از نظر ارزانی، قابل حمل بودن و مایههای تفکر علمی، سودمندتر از کتاب
وسیلهای برای تربیت ایجاد نشده است. کتاب خوب کتابی است که فارغ از
ضعفهای تألیفی و اشتباهات فلسفی، دینی، علمی، صنعتی وهنری باشد و در
مواجهه با خواننده، تقابل اندیشه را سبب شده و تفکر و شعوری نوین را به
ارمغان آورد.
چنانچه جامعهای از نقصانی رنج میبرد و به عنوان مثال مشکلی چون بحران
اقتصادی را طی میکند آیا اگر تازههای اقتصادی دنیا مدام در قالب کتاب
میتوانست در اختیار دانشجویان و اندیشمندان آن حیطه قرار گیرد، باز چنین
مشکلی تا این حد بحرانی وجود داشت؟ مسلماً نه! چرا که میتوانست به ظهور
انسانهای مطلعی بینجامد و با اندیشههای نبوغ آسای خود گره از کارهای فرو
بسته بگشایند. مجامع علمی جهان نه تنها صاحبنظران و متخصصان رشتههای
مختلف علمی را با کتاب تربیت میکند بلکه بدینوسیله آفرینندگان کتاب را نیز
پرورش میدهند. انتقال شناختها، عادات، ارزشها شیوههای زندگی،
کنجکاویها و احساسات و عواطف فردی وجمعی جهت سوق به یک زندگی بهتر در
جامعه با اهداف شکوفایی استعدادها و ایجاد دانش درک همنوع، با کتاب است که
تلالؤ راستین خود را در جوامع مییابد و باید که رشد کتابخوانی- ولو به
صورت کتابهای الکترونیکی - سرلوحهی اهداف آموزشی هر جامعه باشد. اهدافی که
در جامعة ما دستخوش طوفانی شده که بیرغبتی به مطالعه را دامن زده است.
این بیرغبتی، ریشه در شیوههای تعلیم و تربیت رسمی کشور دارد که جز
کتابهای درسی، هیچ کتابی را برنمیتابد. کتاب، کالایی شده که در این
آشفته بازار، هیچ رونقی ندارد و طبیعی است که با این اوصاف نهادهای اجتماعی
نیز کارکرد واقعی و بالقوهی خود را از دست خواهند داد.