فریبا حاج دایی
علیرضا ذیحق
بی حافظگی و جنون از زبان نسلی با حافظه
نگاهی به داستان کوتاه " عمو سبیلو و زن اش " در کتاب " فاتحه ای برای پاپ " اثر فریبا حاج دایی
مجموعه داستان " فاتحه ای برای پاپ " * از فریبا حاج دایی را که می خواندم عمیقا به فکر می رفتم. او در هر قصه اش ، روشنگر زوایایی از اجتماعی آسیب دیده بود که آدمهایش هر کدام دردی داشتند .
علیرضا ذیحق
پایکوبی در جهان قصه
نگاهی به مجموعه داستان " فاتحه ای برای پاپ " نوشته ی فریبا حاج دایی
بیشمارانی هستند که قصه می نویسند ، از مرد و زن . اتفاق مبارکی است. خیلی هاشان می گویند که هر چه را بشود سر سفره نقل کرد می شود قصه . یا اینکه اگر توانستی سه چهار ماجرا را سرهم بندی کنی و حجمی به آن بدهی و قواره کتاب بپوشانی اش می شوی قصه نویس . اما هر نوشته ای که در چشمه ی خلاقیت و نوآوری تن نشوید و جامه ای از زلالی هنر بر تن نپوشد ، نوشته نیست .
ادامه مطلب ...گفتگو با فریبا حاج دایی
به مناسبت انتشار کتاب " با شیرینی وارد می شویم"
فریبا حاج دایی ، از تلاشگران عرصه ادبیات خلاق است و در قصه نویسی ، ذوقی خاص دارد و از ادمهایی می نویسد که انها را خوب می شناسد و شایدنمونه ی نوعی شان را در جوامع شهری کشور های توسعه یافته همه سراغ دارند . اما سبک و سیاق ویژه اش ، او را درنوع روایت و خلق شخصیت ها متمایز می کند وآمیزه های تخیل اش با واقعیات اجتماعی ، رنگین و جاندارتر از آنی است که گام هر نویسنده ای را بر قله های رفیع آن ، راهی باشد .
ادامه مطلب ...
یادداشتی بر داستان های " فریبا حاج دایی"
با نگاهی به قصه ی "روزی که عاشق زنم شدم "
" فریبا حاج دایی " که او را باقصه ها ، ترجمه ها و پژوهش های ادبی اش می شناسیم ، از چهره های جوانی است که شاخص ترین بُعد ِ خلاقیت او را در قصه هایش باید جست . او جزو چند نویسنده ی مطرح ادبیات داستانی در میان جوانان ِ دهه ی هشتاد است و برای همین ، هروقت که به این برهه ی خاص فکر می کنم بی اختیار یاد یکی از یادداشتهای " منیرو روانی پور "می افتم که می گوید :" نمی دانم خیابانی که تویش دخترکی قدم نزند ، به چه درد می خورَد ؟ "