صادق هدایت ترجومه : علیرضا ذیحق
حاجی مراد
حاجی مراد چوخ قیوراق حالدا، توکانین سکیسیندن یئره یئندی. توزونو آلماق ایچون عبا- قباسینی سیلکهله ییب گوموش قئیینجینی بئلینده برکیتدی. ألینی خینالی ساققالینا چکدی و حسن آدلی توکان شاگردینی چاغیردی.
علیرضا ذیحق
نیمایوشیج و معمای ماندگاری اش
" من ابرم . کار ابر، باریدن است ."
نیمایوشیج
معمای نیمایوشیج که به توصیف استعاری جلال آل احمد " چشم ما بود " را در چه باید جست ؟ آیا به نو آوری هایش باید بالید و این که از سال 1318 خورشیدی شروع به بنیان کاخی نهاد که با برهم ریختن و شکستن اوزان عروضی درشعر فارسی آغاز کرد و یا که ، به رازی پوشیده در قلب و روح او باید نقب زد ؟
ادامه مطلب ...
علیرضا ذیحقعلیرضا ذیحق
سرودی بی مرگ
باز خوانی فیلم " حکم" اثر مسعود کیمیا یی
سینما ، سینما ست و اما کمال اش ، در پیوندیست که با ریشه ها دارد و بلندا های یک اندیشه ی تناور. ریشه ای دویده در ژرفا های جامعه و بلندا های حسی که از شعور مایه می گیرد.خمیره اش می شود هنر و بارز ترین نمودش سینما. سینمای کیمیایی نیز ، کیمیا ی عصر است. با عناصری پو یا، ما نا و پر رمز و درخور.سینما یی که افت و خیز داشته و اما هر گز ، سر نیفکنده.
مکتوبات / ترس / یادداشتی از علیرضا ذیحق
دوستی که دوستی اش برایم ارزشمند است و از نوشته هایش لذت می برم و کلی خانمه ، از من خواسته که از ترسهایم بنویسم و من نیز می نویسم ...سخته که بگویم از چی می ترسم . اما از یک چیزهایی واهمه دارم . اینکه بی موقع زنگ بزنند خانه یا تلفن فرق نمی کند .بی پولی هم از ترسها یی است که دارم . این هراس ها یکی دوتا نیستند. از سرطان واقعا وحشت دارم . ترس این را دارم که نکند روزی از جایی اداره ای احضارم کنند( نه اینکه تجربه نکرده باشم اما باز . می ترسم ) . انجام بعضی کارهای خیلی خصوصی تو جمع و فضای باز نیز به واهمه ام می اندازد . درد لعنتی هم این حس را دارد ،از آمدن اش می ترسم . خبر بیماری آنهایی که دوستشان دارم نیز از ترسهایم است . هنگام نگاه کردن از بلندی ، ترس باعث می شود که دست و پایم بلرزد . جوان که بودم این شعر شاملو را می خواندم که هراس من از مردن در سرزمینی است که در آن مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد . ولی الآن چنین ترسی ندارم . فهمیده ام که خیلی چیزها تو این ینگه دنیا درست شدنی نیست . یا باید مهاجرت کرد و یا باید ماند و ضجه نکرد . خلاصه باید گفت که روی هم رفته آدم ترسویی هستم زیرا از عاشق شدن هم می ترسم .
علیرضا ذیحق
فریدون حصاری دن خاطیره لریم
