علیرضا ذیحق
انتشار اثری جدید از علیرضا ذیحق به زبان ترکی
یادداشتی از ناشر ِ کتاب " خوی ناغیل لاری "
مجموعه داستانهای فولکلوریک آذربایجان از علیرضا ذیحق که تحت عنوان " خوی ناغیل لاری " به کسوت چاپ در آمده ، عصاره ی بیش از سی سال تلاش مداومی است که نویسنده با غوطه در فرهنگ مردمی شهر زادگاه اش خوی به گرد آوری آن همت گمارده است .
یادداشتی بر داستان های " فریبا حاج دایی"
با نگاهی به قصه ی "روزی که عاشق زنم شدم "
" فریبا حاج دایی " که او را باقصه ها ، ترجمه ها و پژوهش های ادبی اش می شناسیم ، از چهره های جوانی است که شاخص ترین بُعد ِ خلاقیت او را در قصه هایش باید جست . او جزو چند نویسنده ی مطرح ادبیات داستانی در میان جوانان ِ دهه ی هشتاد است و برای همین ، هروقت که به این برهه ی خاص فکر می کنم بی اختیار یاد یکی از یادداشتهای " منیرو روانی پور "می افتم که می گوید :" نمی دانم خیابانی که تویش دخترکی قدم نزند ، به چه درد می خورَد ؟ "
علیرضا ذیحق
نیلوفر پیشگو
داستان کوتاه
"یکی تو زندگیش هس که مادرش نیس. سن و
سالش به او نمی خوره . اما عجیبه که ستاره ها می گن هنوز...بله درسته! پای
یه زن در میونه واما شوهرت هنوزعاشقته . دلْ نگرون نباش. جادو جنبل و این
جور کاراست . ..
بیت قابیغی/ حکایه
دخیلی سیندیردیم و قره پوللاری جیبیمه دولدوروب, گؤتورلندیم سینَمایا. دوققوز یاشیندایدیم. جومموشدوم فیلمین سئیرینه. مودلو, پوزلو گؤزل بیر قیز ویریلمیشدی کاسیب بیر اوغلانا. او اوغلان قیزین باشینا چوخلی مصیبتلر گلرکن، گؤز یاشلاریم سئل کیمی آخیردی. هردن ده هیچقیرتیلار ایچره، گولمکدن آز قالا قیریلیردیم.