
گفتگو با چنگیز آیتماتوف
نویسنده ی قرقیزستانی و نامزد آسیایی نوبل ادبی در 2008
گفتگو کننده : حوا سِتنای ایلحا ن
ترجمه : علیرضا ذیحق
چنگیز آیتماتوف ، نویسنده ی قرقیزستانی و نامزد آسیایی نوبل ادبی در 2008 که در ایران با رمان های " جمیله " ، " سرگذشت مادر " ، " الوداع گل ساری " و " روزی به درازای یک قرن " ، برای دوستداران ادبیات داستانی چهره ای آشناست دور از وطن و در آلمان ، در 16می 2008، به پایان قصه ی هستی اش رسید .

علیرضا ذیحق
حماسه و محبت در ادبیات شفاهی آذربایجان
رمز جاودانگی فرهنگ مردم در جوهرهی ناب تعقل و تخیلی است که آباء هر اقلیمی با ذوق و زیبائی آمیخته و تصویرگر صادق روزها و هستیهای دیرینی شده که خنکا و زلالیهای حکمت اعصار را به بستر پرخروش اندیشه و هنر جاری ساخته است.
ادامه مطلب ...
آذربایجان فولکلورونون نوع لری
علیرضا ذیحق
عیشِ خیال در قصه های جلال
بانگاهی موجز به داستان های مدیر مدرسه و خونابه ی انار از جلال آل احمد
این که جلال آل احمد در همه ی عمرش یک داستانگو و آموزگار باقی ماند هیچ شکی نیست و امااو در مقام یک نویسنده ، افسونگریست که در حافظه ی ادبی خوانندگان و قصه نویسانی که هم عصر او بودند و یا بعد از او آمده اند ،همیشه جاپایی قرص و محکم داشته است . سیمین دانشور" بهترین کار جلال آل احمد از میان داستانها و رمان هایش را مدیرمدرسه و نون والقلم می داند و معتقد است که وی با نوشتن " اورازان " تک نگاری را باب کرد و اما بهترین تک نگاری اش " درّ یتیم خلیج ، جزیره خارک " است و بهترین سفرنامه اش " خسی در میقات ". همچنین سیمین دانشور جلال آل احمد را بیشتر یک نویسنده ی سیاسی می نامد که عقاید سیاسی اش را از زبان قهرمان هایش در کسوت قصه و رمان بازگو می کرد که نباید چنین می کرد و دید سیاسی اش باید باعناصر داستانی و تخیلی ، بیش از این می آمیخت تا ارزش هنری آثارش بیشتر می شد ."
علیرضا ذیحق
جنون شجاعان در تاتارخندان
یادداشتی بر"تاتار خندان"، رمانی از غلامحسن ساعدی
"تاتارخندان" رمانی جذاب وبرش و پژواکی از تاریخ اجتماعی ایران است که نویسنده ، با سیر در واقعیت های اجتماعی روزانه ،خواننده را پابه پای راوی که پزشکی است جوان و سرخورده از یک رابطه ی عشقی ،ودلگیر از نقشی که مدرنیته ای نارس براو تحمیل کرده ،همه ی خوشی ها ، تفننهای زندگی شهری وعرف مرسوم راکنار گذاشته و می خواهد که با تعمق در درون خود ، آرامش ازدست رفته اش را در تبعیدی خود خواسته بازیابد .