ادامه مطلب ...
علیرضا ذیحق
محبوبه و سر خوش
داستان عامیانه آذربایجان
روزگاری که شاه عباس در اوج عزت و قدرت ،اصفهان را زیر نگین خود داشت مردی بود به نام خواجه هدایت که در خسّت و زراندوزی شهره ی آفاق بود و برای کسب ثروت ، دمار از روزگار بینوایان در می آوُرد . خواجه هدایت اولادی نداشت و بخاطر خرج و مخارجی که ممکن بود فرزندش رو دست اش بگذارد تمایلی هم به بچه دار شدن نداشت . اما خواجه هدایت زنی مؤمنه و با خدا داشت که پنهان از شوهرش ، در راه خدا و نوازش فقیران از هیچ بذل و بخششی خودداری نمی کرد و در دعاها و عبادات اش ، مدام از خدا آرزوی فرزند می کرد . روزی دعاهایش برآورده شد و صاحب پسری به نام "سرخوش " گردید.
نازکای شعر امروز و چشمان هزارساله
شعری که مولود الهام ، حس، شعور و تصمیم آدمی برای انعکاس و بیان تجربه ها ی فردی و جمعی و همچنین ارتعاش خیزابهای ملتهب درون باشد وهمچنین بی قید به اجبار وزن و قالب و نگاه های برآمده ازکلیشه و سنت ، هنری پیشرو است .
ادامه مطلب ...
علیرضا ذیحق
دکتر حسین فیض الهی وحید، از چهره های فرهنگی و ادبی آذربایجان است که اشتیاق و تلاش او برای نشر آثار ادبی ، ثمره ای در حدود سی و اندی کتاب چاپ شده به زبان ترکی آذری می باشد . وی که متولد 1331 شمسی در تبریز می باشد در کارنامه ی فرهنگی اش انتشار نشریات " کوراوغلی " و " دده قورقود " را نیز دارد و پدرش " عاشقْ علی " ( 1374-1278 ه.ش) از خنیاگران نام آور آذربایجان بوده که با ساز و شعرش ، حضوری مستمر در صفوف انقلابی مردم در مبارزه علیه رژیم سلطنتی پهلوی داشته است .
قاسم ترکان
گامهایی با کتاب "زخم شیشه " و علیرضا ذیحق
کتابی دیگربا نام" زخم شیشه " از علیرضا ذیحق را پیش رو دارم . مجموعه قصه ای است که ذیحق طی سالیان گذشته پرداخته است و ازهمه بیشتر " زخم شیشه " بامن آشناست . یا بهتر بگویم من با " زخم شیشه " آشنایی چندین ساله ای دارم ، آن آشنایی که پیوند محکی با " آدینه"* داشت .
ادامه مطلب ...