مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com
مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com

ادبیات و جامعه / یادداشتی ازعلیرضا ذیحق

  علیرضا ذیحق 

ادبیات و جامعه

هنرمند با هنر خویش به بیان عناصری از آگاهی‌های جمعی می‌پردازد و بادیدگاهی منتقدانه در برابر جامعه، هنر مستقلی‌ زاده می‌شود که پیوندی ناگسستنی با زندگی اجتماعی و پیکارهای فردی و جمعی دارد. در هر اثر هنری، جامعه نمودی درخشان دارد و جای پای مؤثر آن از اثر زدودنی نیست.جامعه پیش از اثر و بعد از اثر وجود دارد و در چارچوب اجتماعی- تاریخی‌ای که اثر در آن گسترش یافته و ناقد آن بوده است، قابل بررسی و تحلیل است.

  ادامه مطلب ...

پنهان / ترجمه شعری از منصوره اشرافی به زبان ترکی / ترجمه : علیرضا ذیحق

  منصوره اشرافی / ترجمه : علیرضا ذیحق

 

گیزلی


گیزلی نَفَس لریم

 سَنسَن ،

فاصیله اولمادان

سینه م ده دیرچه لیب باتان

هر بیر نَفَس تک .

 

ادامه مطلب ...

شمس تبریزی / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق


http://s3.picofile.com/file/8208339784/zihagh.jpg علیرضا ذیحق


شمس تبریزی

داستان کوتاه

پرواز شمس از قونیه ، با پرتوی در اوجها ، اورا به درگاه کوهی کشاند پُر برف و سر فراز.زمان ، زمانه ی چله نشینی بود و بشکرانه ی حق ، سرانداختن . آتش دل اش، دلِ آتش شد در مُلک وجود و ذات بقا را به تقدس و پاکی آواز داد. وردش به غزلخوانی ، گنج افشان اسرار شد و خود ، پروانه ای پَرسوز و چرخان در انوار عشق الهی. خدا ، خودِعشق بود و او بلبل عرش در چشم گردون .در کوی یقین مقیم بود و با سیاهی ها و سپیدی ها در نجوا.

  ادامه مطلب ...

سه شعر از امینه معرفت خواه / ترجمه به ترکی : علیرضا ذیحق

http://s3.picofile.com/file/8209483218/10644949_640777052706831_3742712034562695753_n.jpg   امینه معرفت خواه

ترجومه : علیرضا ذیحق

 

ویصا ل


سوسموش بیر گئجه نین قا رانلیقیندا

داد سیز یوخولارین بوش شوشه لرینده

آخار کن خیال ین اهمالجا  آخیشیندا

ندنسه ده ییره م

 داش لا هؤرولموش بیر دووارا من.

 

ادامه مطلب ...

نامه ای به علیرضا ذیحق ،سردبیر مجله اندیشه فرهنگی / حبیب حسن نژاد

 نامه ای به علیرضا ذیحق ،سردبیر مجله اندیشه فرهنگی


سوختن یک نغمه است از ساز شمع

دوست مظلوم من !

سلام . سطر دردی را ـ که از خامه ی آن بزرگ در سرمقاله ی این ماه چکیده بود ـ خواندم . خوشحالم که هنوز در « اندیشه ی فرهنگی » ( و به فرمایشِ دوستانِ مهربان : « ذیحق نامه ») نفس تازه می کنید. آن هم در روز و روزگاری که هر تنابنده ای تا آجرپاره ای به دست اش رسید ، مُهرِ پیشانیِ اهل ادب اش می سازد:

بالش عافیتی نیست در این شعله بساط

نَفَس سوخته دارد سرِ زانویِ چراغ

 

ادامه مطلب ...