مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com
مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com

فولکلور آذربایجان / بازخوانی داستان قاچاق نبی / علیرضا ذیحق

http://s6.picofile.com/file/8231568142/%D9%86%D8%A8%DB%8C.jpg علیرضا ذیحق


بازخوانی داستان ِ قاچاق نبی


 «نبی» دهقان زاده ای فقیر و گمنام بود که به نزد اغنیاء و مالکین به چوپانی می پرداخت . روزی جرقه ی خشم پدرش « علی کیشی»، به ستمی ناروا و بیگاری در زمین ارباب چنان شعله ور می گردد که در اعتراضش به ظلم و نابرابری، غضب خان چنان اوج می گیرد که تن نیمه جان او را نقش زمین می کند و اینجاست که نبی با خشونت به اعتراض بر می خیزد و از واهمه ی انتقامی سخت ، زادگاهش را به اجبار ترک می کند .


ادامه مطلب ...

شعری از مفتون امینی به زبان ترکی / درد هاواسی / ترجمه : علیرضا ذیحق

مفتون امینی / ترجومه : علیرضا ذیحق


درد هاواسی

 

عاطیفه‌جان!

یادیندامی گنج‌لی ییمیز

                کی بیلمزایدیک گوندوزلرنه سایاغ گلیر

                و گئجه‌لر نه جور اؤتور؟

 

ادامه مطلب ...

نشست نقد و بررسی کتاب " حماسه ومحبت در ادبیات شفاهی آذربایجان" نوشته علیرضا ذیحق در خانه دانش و فرهنگ زریاب

 http://s6.picofile.com/file/8230649384/%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%87_%D9%88_%D9%85%D8%AD%D8%A8%D8%AA.jpeghttp://s3.picofile.com/file/8230653084/%D8%AD%D9%85%D8%A7%D8%B3%D9%873.jpeg


جلسه نقد و بررسی کتاب حماسه و محبت در ادبیات شفاهی اذربایجان و مراسم اختتامیه کتاب برتر خوی برگزار می شود


ادامه مطلب ...

قهرمانان می میرند / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق

http://s6.picofile.com/file/8229482484/image_465A_4A85C4A9.jpg علیرضا ذیحق

قهرمانان می میرند

 

 داستان کوتاه

ردّ نگاهم به عقابی خشک شده رو سینه‌کش دیوار بود که یاد تک پری افتادم لای کتابی. یا بهتر بگویم آخرین کتابی که پدر آن را هنوز تمام و کمال نخوانده کنارش افتاده بود و پر عقاب لای آن و مادر، همانجور تا کرده و در کتابخانه‌ی کوچک بالاسرش تو اتاق خواب گذاشته بود.

 

ادامه مطلب ...

داستان عامیانه آذربایجان / عالی خان و پری / علیرضا ذیحق

علیرضا ذیحق    http://s6.picofile.com/file/8229036684/alikhan_va_pari.jpg   

عالی خان و پری

 

داستان عامیانه آذربایجان

 

به زیر آسمان خوی، آنجا که روی سبزِ خاک ، تا چشم کار می کرد درختان تبریزی قد برافراشته بودند ، به حاجی صیاد خبر آوردند که زن اش دوقلویی آورده که یکی پسر است و یکی دختر. او که از سرشنا سان شهربود ، خویشان و آشنایان را ضیافتی داد و به رسم ایل ، ریش سفید طایفه  نام یکی را محمد نهاد و نام دیگری را پری .

 

ادامه مطلب ...