مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com
مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com

ناجورها / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق

علیرضا ذیحق

 

ناجورها

 داستان کوتاه


پدر بزرگ را تا این حد پریشان ندیده بودم . کم حرفی و توداری اش هم مانع بود که به آشفتگی اش پی ببرم . نشسته بود رو سکوی بانک ِسرِ کوچه و حتی جواب سلام مرا زورکی داد و جلو که رفتم گفت : " برو خونه که می خوام تنها باشم . "


 

ادامه مطلب ...

افسانه های آذربایجان / کچل حقه باز / علیرضا ذیحق

  علیرضا ذیحق


افسانه های آذربایجان:


کچل حقه باز

 

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدا هیچ کس نبود .یک کچل بود و می مرد برای دختر عمویش. عمو اما دختر بِده نبود. روز ی کچله می رفت به آبادی بالا که وسط راه ، باران گرفت . کچله فوری رختش را کند و خاک کرد . باران که بند آمد کچله هم راه افتاد. از پیچ گردنه رد می شد که خورد به یک پیره مرد. پیره مرد که خیس آب بود تا کچله رادید خیلی تعجب کرد .


  ادامه مطلب ...

شعری به زبان ترکی از علیرضا ذیحق / همراه با ترجمه ی فارسی از امینه معرفت خواه

 علیرضا ذیحق

 

زمان پیمانه‌سی                                                             

 

گؤزلرین گؤرمه‌گه گؤزه‌لیم سنین

گؤزله‌مک نه اوچون چتین اولوری؟

ألینی سیخماغا، اوزون گؤرمه‌یه

زمان پیمانه‌سی نه چین دولموری؟

 

یاشاران گؤزلریم اوره‌گیم کیمی

دردلی دیر سؤزلو دور آمما دینمیری

هجرانین آتشی یاندیریر منی

گؤرمه‌سم گر سنی بو او دسؤنموری!...


همراه با ترجمه ی فارسی  :


ترجمه : امینه معرفت خواه


پیمانه ی زمان


زیبای من
انتظار دیدن چشمهای تو
چرا اینقدر سخت می شو د
برای فشردن دست هایت
دیدن صورت زیبایت
چرا زمان سپری نمی شو د
چشم های اشکبارم
مثل قلبم
پراز درد است
پراز حرف است
ولی ساکت است
اگر تو را نبینم
آتش هجران
مرا خواهد سوزاند.

مقاله ای به زبان ترکی /علی ظفر خواه ین آذربایجان فولکلورو حاققیندا چابالاری / علیرضا ذیحق

  علیرضا ذیحق


علی ظفر خواه ین آذربایجان فولکلورو حاققیندا چابالاری

 

70- نجی ایل ده گؤرکملی تدقیقاتچی " علی ظفرخواه " ین "آتا بابا لار دئییب لر " کیتابی یاییلاراق ، اونون  آذربایجان شفاهی خلق ادبیاتی اوغروندا آپاردیقی تلاش لار، آردی کسیلمه دن  باشقا کیتابلار شکلینده ایسه  نشر اولارکن فولکلوروموزو توپلاییب یازماقداسارسیلماز بیر ائل وورغونو ایله راسلاشیریق .اونون کیتابلارینی اوخویارکن ، یازیچی نین آپاردیقی اَمگی و دقتی داها آرتیق گؤزه چارپیر.

 

ادامه مطلب ...

رازگونه / داستان کوتاه / علیرضا ذیحق

   علیرضا ذیحق

رازگونه

 

 داستان کوتاه


مرد راهی شد ، راهی دیاری دور . می گریخت از کوهها ، رودها ، دشتها و هرچه را که آشنا می نمود .فکرش اما همه در بادیه ای مسین بود با نقش و نگارها و خطوطی زنگارین ، که وقتی در آنها خیره می ماند ، دل اش می لرزید و واهمه ای تلخ ، اورا به گریزی نافرجام وا می داشت . جان پناهی می جست غریب و نا آشنا . اما دنیا شبیه به هم بود و هیچ چیز تازه ای یافت نمی شد . تا که روزی ، سایه ساری از گل جست و بر نرمی دشت سبز ، آرَمید و خواب اورا باخود بُرد .

  ادامه مطلب ...