مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com
مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

مارال ( قصه ها ، شعرها و یادداشت های علیرضا ذیحق)

نقل مطالب ترکی و فارسی این وبلاگ در مطبوعات، کتب و شبکه های اجتماعی با ذکر نام نویسنده بلامانع است. alirezazihagh@gmail.com

متن کامل " داستان غلام حیدر " / گرد آوری ، بازنویسی به زبان ترکی و ترجمه ی فارسی : علیرضا ذیحق

 نتیجه تصویری برای - غلام حیدر داستانی علیرضا ذیحق علیرضا ذیحق


داستان عامیانه ی آذربایجان :



داستان غلام حیدر


در زمانهای سابق که شاه عباس پادشاه ایران بود و پایتخت او را اصفهان نصف جهان می نامیدند، شبی در خواب می بیند که شهرهای آذربایجان در میان دود و آتش می سوزد .شاه عباس از خواب می پرد و وزیرش الهوردی خان را به حضور پذیرفته و از وی تعبیر خواب اش را می پرسد . الهوردی خان انگشت اش را درمیان ابروانش نهاده وبعد از کمی به فکر فرورفتن می گوید :

 " قبله ی عالم به سلامت ! ماباید امسال به آذربایجان می رفتیم که نرفتیم و از درد و غصه ی مردم بی خبریم .اگر امر بفرمایید  راهی شویم تا آذربایجان را از نزدیک دیده و نگرانی هایمان برطرف شود ."

 



ادامه مطلب ...

یادداشتی بر " نقاشی ماریا ( مجموعه داستانهای به هم پیوسته )" از میترا داور / علیرضا ذیحق

http://s9.picofile.com/file/8353125684/ldjvhn_hv_.jpeg    علیرضا ذیحق

 

آوازی نو در نقاشی ماریا

 

نقاشی ماریا ( مجموعه داستانهای به هم پیوسته )

میترا داور

انتشارات پر ، چاپ اول 1397

 

کوههای قرمز سرخه و جلال دماوند ، مؤلفه های اصلی آثار میترا داور است . قصه نویسی نام آور که آثارش از اوج و بلندایی برخوردار است و باران شگرفی بر حس و اندیشه ی خواننده هایش می باراند . " نقاشی ماریا " جدید ترین کار میترا داور شکوه و لطفی دارد که او را سر آمد ژرف اندیشی در داستان نویسی معاصر قرار می دهد .

ادامه مطلب ...

بازخوانی داستان قاچاق نبی / علیرضا ذیحق

 http://s8.picofile.com/file/8350223284/index%D9%81.jpeg  علیرضا ذیحق



بازخوانی داستان قاچاق نبی

 

 « نبی » دهقان زاده ای فقیر و گمنام بود که به نزد اغنیاء و مالکین به چوپانی می پرداخت . روزی جرقه ی خشم پدرش « علی کیشی»، به ستمی ناروا و بیگاری در زمین ارباب چنان شعله ور می گردد که در اعتراضش به ظلم و نابرابری، غضب خان چنان اوج می گیرد که تن نیمه جان او را نقش زمین می کند و اینجاست که نبی با خشونت به اعتراض بر می خیزد و از واهمه ی انتقامی سخت ، زادگاهش را به اجبار ترک می کند .


 

ادامه مطلب ...

داستان کوتاه به زبان ترکی / دونموش قان / حیکایه / علیرضا ذیحق

http://s6.picofile.com/file/8218178634/zihagh2.jpg  علیرضا ذیحق


دونموش قان


حیکایه


قارلار اَری میری. شاختا بوران آداملارا کار سالمیری . ککلیک لرین قاققیلتی سی آغا بورونن تپه لردن قولاغا گلمیری . آدام لاری گؤروب قاققیلتی لارینی کسیب لر . توفنگ لر آما قاققیلدیرلار . ککلیک لرسس لرینی کسسه لرده ، آلا قورا  رنگ لری و چیللیک لری نن قارلارین آغ مخمر لری اوسته گؤزه چارپیرلار . چوخ ائولرده بو گئجه ککلیک لر قابلامالار دا ، قایناماق دا اولاجاق لار .


 

ادامه مطلب ...

مکتوبات / رؤیابین / یادداشتی از علیرضا ذیحق

 http://s3.picofile.com/file/8215350326/%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B0%DB%8C%D8%AD%D9%82.jpg  علیرضا ذیحق


مکتوبات

 

رؤیا بین


تالاری که به مسجدی می مانَد و همه کفش خود را هنگام ورود در می آورند . همه به دیدار مرد لمپنی می آیند که مال و منالی دارد و من اور را از کودکی می شناختم و دوسال پیش مرده بود . او در اعلانی بیان کرده که کسی یارای زور آزمایی با او ندارد و اگر کسی حریف اوست به مصاف اش بیاید . من هم راه ام به آنجا افتاده بود . کنارش نشسته بودم .

ادامه مطلب ...