علیرضا ذیحق
داستان عامیانه ی آذربایجان :
داستان غلام حیدر
در زمانهای سابق که شاه عباس پادشاه ایران بود و پایتخت او را اصفهان نصف جهان می نامیدند، شبی در خواب می بیند که شهرهای آذربایجان در میان دود و آتش می سوزد .شاه عباس از خواب می پرد و وزیرش الهوردی خان را به حضور پذیرفته و از وی تعبیر خواب اش را می پرسد . الهوردی خان انگشت اش را درمیان ابروانش نهاده وبعد از کمی به فکر فرورفتن می گوید :
" قبله ی عالم به سلامت ! ماباید امسال به آذربایجان می رفتیم که نرفتیم و از درد و غصه ی مردم بی خبریم .اگر امر بفرمایید راهی شویم تا آذربایجان را از نزدیک دیده و نگرانی هایمان برطرف شود ."
علیرضا
ذیحق
آوازی نو در نقاشی ماریا
نقاشی ماریا ( مجموعه داستانهای به هم پیوسته )
میترا داور
انتشارات پر ، چاپ اول 1397
کوههای قرمز سرخه و جلال دماوند ، مؤلفه های اصلی آثار میترا داور است . قصه نویسی نام آور که آثارش از اوج و بلندایی برخوردار است و باران شگرفی بر حس و اندیشه ی خواننده هایش می باراند . " نقاشی ماریا " جدید ترین کار میترا داور شکوه و لطفی دارد که او را سر آمد ژرف اندیشی در داستان نویسی معاصر قرار می دهد .
علیرضا ذیحق
بازخوانی داستان قاچاق نبی
« نبی » دهقان زاده ای فقیر و گمنام بود که به نزد اغنیاء و مالکین به چوپانی می پرداخت . روزی جرقه ی خشم پدرش « علی کیشی»، به ستمی ناروا و بیگاری در زمین ارباب چنان شعله ور می گردد که در اعتراضش به ظلم و نابرابری، غضب خان چنان اوج می گیرد که تن نیمه جان او را نقش زمین می کند و اینجاست که نبی با خشونت به اعتراض بر می خیزد و از واهمه ی انتقامی سخت ، زادگاهش را به اجبار ترک می کند .
علیرضا
ذیحق
دونموش قان
حیکایه
قارلار اَری میری. شاختا بوران آداملارا کار سالمیری . ککلیک لرین قاققیلتی سی آغا بورونن تپه لردن قولاغا گلمیری . آدام لاری گؤروب قاققیلتی لارینی کسیب لر . توفنگ لر آما قاققیلدیرلار . ککلیک لرسس لرینی کسسه لرده ، آلا قورا رنگ لری و چیللیک لری نن قارلارین آغ مخمر لری اوسته گؤزه چارپیرلار . چوخ ائولرده بو گئجه ککلیک لر قابلامالار دا ، قایناماق دا اولاجاق لار .
علیرضا ذیحق
مکتوبات
رؤیا بین
تالاری که به مسجدی می مانَد و همه کفش خود را هنگام ورود در می آورند . همه به دیدار مرد لمپنی می آیند که مال و منالی دارد و من اور را از کودکی می شناختم و دوسال پیش مرده بود . او در اعلانی بیان کرده که کسی یارای زور آزمایی با او ندارد و اگر کسی حریف اوست به مصاف اش بیاید . من هم راه ام به آنجا افتاده بود . کنارش نشسته بودم .