علیرضا ذیحق
بخت برگشته
داستان کوتاه
- خسته نباشین جناب دکتر !
- تشکر می کنم . موردتون چیست ؟
- واسه ختنه خدمت رسیدم .
- انشاءالله به مبارکی . قبلا با منشی هماهنگ کنین و طبق قرار اینجا باشین . راستس آقازاده چند ماهه هستن ؟
- راستش اینه بفرمایین بخت برگشته چند سالشونه ؟
علیرضا ذیحق و یئر گؤی عشق
"یئر ، گؤی عشق " کیتابی علیرضا ذیحق ین حکایه لر توپلوسو دور کی 1395 . نجی ایلده شعر سپید نشری طرفیندن یاییلدی . بو کیتاب آذربایجان حکایه سئوه ر لری نین طرفیندن ایستقبال لا قارشیلانارکن آز مدت ده بوتون نوسخه لری ساتیشا گئتدی .بو کیتاب دا 49 حکایه واردیر کی یازیچی نین 40 ایل لیک یارادیجی ایل لری نین اؤرنک لرینه شامیل دیر .
علیرضا ذیحق ین بوندان اؤنجه " ایتگین اولدوز" آدلی حکایه لر کیتابی نشر اولونموش کی تورکیه ده چوخلی مثبت تنقید لرله قارشیلانیب دیر و آذربایجان جمهوریتینده او مجموعه نین حکایه لری چئشیدلی درگی لرده چاپ اولونوبدور . علیرضا
ذیحق
زندگی" شهریار " از زبان خودش
مقدمه :
سال 1363 است . 29 فروردین . جشنی در تالار وحدت دانشگاه تبریز برپاست که چنین شکوهی را هرگز شاهد نبوده ام . داخل تالار ، لبریز ازمردم است و بیرون تالار نیز ، ازخیابانهای دانشگاه گرفته تا ورودی تالار ، سرشار از ازدحام وهیاهو . همه چشم انتظار مردی هستند که شخصیت او به شکلی برای مردم ، حالت اسطوره ای دارد . همهمه ها اوج می گیرد و همه سرک می کشند که محبوب ترین شاعر مردمی آذربایجان را از نزدیک ببینند .
علیرضا ذیحق
مکتب عاشقانه رمضان
ترک تعلقات و ریاضت از نمودهای ماه رمضان است. ماهی که با عطش و موج نیازهای خود، تولدی را پاس میداریم که به اخلاص و توصیه میانجامد. تولدی که نوزایی عارفانه را نوید میدهد و این نو شدن، ارج و قربی الهی دارد. گسستن از گذشتهها و شوریدن علیه بار گناهان و آویختن از صوابهایی که به ثواب میانجامد. مجاهدتی که با نفس خویشتن آغاز شده و با گذشت و ایثار میآمیزد و آرامشی را ارمغان میآورد که با یاد خدا در دلها ریشه میاندازد. در خلوتگه راز که حریم عاشقان است حلاوت رمضان بال میافشاند و از فانی بریدن و بر باقی دل بستن، نغمهای میشود که نجواهای صادقانه را آواز میدهد.
رمضان، ماه معراج دل است و اوج پرواز اوصاف نیک و والا در گردون مهر الهی که انسان را با تجربه رنج به شفافیت میرساند. رنجی که روحی پاک و شفاف را به جان جانان پیوند داده و عظمت و ارجی را به انسان تقدیم میکند که شایستة متاعی چون خلیفة خداوندی بر روی زمین میشود.
بالایش و اخلاص با تحمل دشواریها و دل کندن از تعلقات و با تلخیها در آمیختن است که ریاضت انسان پرور رمضان را مفهوم بخشیده و عشقورزی به ساحت پاک الهی را ممکن میسازد.
رمضان، ماه توانگری و کامیابی است و سرچشمة رهایی از ظلماتی که باگریههای سحری، نیازهای نیمه شبان را برمیآورد. دردمندان روزهدار با صبر و شکیبائی به استقبال آمالی میروندکه پاک و انسانی است و با عشق نجابتها، پذیرای هدیهای الهی میشوند که با حمد و صبوری، آمیزگی دارد و توفیق تحولی را نصیب آدمی میسازد که او را طاهر و صالح به فرداها میسپارد.
در ماه رمضان، ساحت پرشکوه و کبریائی خداوند پذیرای خیل مشتاقانی است که عشاق رند بلاکش را با ندای ملکوتی اذان به تعهداتشان فرا میخواند و خصایص مکتب عاشقانه رمضان را که با خدای ترسی و قرب ورزی به درگاه ایزد منان توأم است جلوه و جلایی فزون میبخشد.
علیرضا ذیحق
عاشقْ قربانی و پری
داستان عامیانه آذربایجان
" میرزا " و " ساناز"در عطر پونه ها و گلهای بهاری غرق بودند و فارغ از هر خیالی که جدایی آغاز شد . آسمان آفتابی بود و هیچ کدام به فکر اخترهای سوخته نبودند . شب هم نبود که رقص گیسوی یار ، هما غوش نقره های مهتاب شود و به شبی تیره و تار فکر کنند . الوداع عاشقان لحظه ای نمی پاید و اما با رفتن میرزا، خوشه های هستی ساناز را داس تیره ی تقدیر می آزارَد.