علیرضا ذیحق
دریادلی با بادبانهای افراشته بر گستره ی فرهنگ خوی
یادداشتی بر کتاب "مشاهیر هنر خوی "
سلطانعلی دریادل ( ۱۳۳۲ ه. ش ) که شیفتگی اش به زاد و بوم اش "خوی" ، با عواطف و تجربیات زندگی اش عجین است ، با کتاب "مشاهیر هنر خوی " (نشر شعر سپید / ۱۳۹۵ه.ش) ادای دینی دارد به شهری که با تاریخی دیرینه نگین سبز آذربایجان است و خطه ی پرجلال ایران را با آثار بجا مانده اش از جاده ی ابریشم و بناهای باستانی و مشاهیرش ، شکوه و جلا بخشیده است .
سلطانعلی دریادل ار رهپویان هنر است و عشق اش به سینما و تئاتر از همان اوان نوجوانی در دل اش شکوفه کرده و با بازیگری و کارگردانی و مدرسی در حوزه ی تئاتر خوی ، گامهای ارزنده ای برداشته است . وی از روزگارانی می آید که شاهکارهای هنر نمایشی ایران و جهان در سالن های تئاتر خوی که عمدتا در مدارس متمرکز بود ، مرتب اجرا می شد و اکنون نیز نه با آن شور و شکوه ، چراغ تئاتر خوی به همت وی و دوستداران تئاتر و سینما ، روشنایی خود را دارد .
سلطانعلی دریادل غیر از صحنه ی تئاتر که جبین بر خاک آن می ساید دستی هم در قصه نویسی ، نمایشنامه نویسی و خاطره نگاری دارد که مسئولیت نقد و بررسی آنها با اهل فن و منتقدان ادبی و هنریست.
نویسنده با تألیف کتاب "مشاهیر هنر خوی " ، روزنه ای گشوده برای شناخت بیشتر " خوی " برای هم عصران و آیندگان تا ذکری باشد ماندگار برای آتیه .
بزرگترین خصوصیت قابل تحسین اثر ، لحن صمیمی نویسنده است که در بطن مسائل مطرح شده ، به خاطرات شخصی ، گفتگوهای زنده ، دیدارها و سفرها ی خود رجوع کرده و جانی تپنده به کالبد کتاب دمیده است .
در مورد دیرینگی خوی ، دو کتاب اکادمیک و مرجع با عناوین " تاریخ خوی " توسط " مهدی آقاسی " و " دکتر محمد امین ریاحی " به رشته ی تحریر در آمده است و بعدها " بهروز نصیری " و " زهرا عاشرزاده " مشترکا با تألیف اثر پژوهشی " فرهنگ نام آوران خوی " ، گامی در خور برداشته اند که الگوی مؤلفانی شده که بعد از وی به تاریخ و مشاهیر خوی پرداخته اند . بهروز نصیری و زهرا عاشرزاده با دقت و وسواسی تمام و دانش تاریخی خود ، تاریخ خوی و چهره های تابناک اهل قلم و اندیشه و علم وهنر آن از متاخرین تا معاصرین را از زوایای پنهان و تاریک تذکره ها و منابع معتبر و زنده بیرون کشیده و با مکتوب نمودن آنها، مرجعی قابل اعتماد برای عام و خاص تألیف کرده اند .
در این راستا باید از " خسرو شنایی " ، روزنامه نگار ، قصه نویس و پژوهشگر خویی نیز یاد کرد که با آثاری چون " دایره المعارف شهر من خوی " و " روزنگار تاریخ خوی " هدایای ارزنده ای را به مردمان زادگاه اش تقدیم کرده است .
لازم به ذکر است که " پرویز یکانی زارع " که از محققان و نویسندگان نامی خوی است در کنار آثار چاپ شده اش ، اثری ناب و چاپ نشده نیز دارد با عنوان " تاریخ و مشاهیر خوی " که بخش هایی از آن در مطبوعات خوی از جمله هفته نامه " اورین خوی " به مدیر مسئولی و صاحب امتیازی " محمود مهر علیزاده " منتشر شده است .
دیگرانی هم هستند که در جهت اعتلا و شناخت فرهنگ و آداب و تاریخ خوی کوشش کرده اند که می توان از " محمد علی کریم زاده خویی " ، "حسین کرلو " ، " صدرایی خویی " با کتاب "سیمای خوی " و تنی چند نام برد .
در اینجا باید از محقق برجسته ی فولکلور خوی "علی ظفر خواه " نیز یادکرد که با عشق و تسلط قابل تحسین اش به فرهنگ آذربایجان و زبان مادر ی اش ، نگارنده ی بیش از ده کتاب به زبان ترکی در خصوص شاخه های مختلف ادبیات شفاهی خوی می باشد و گنجینه ی فنا ناپذیری را به فرهنگ سرزمین اش ارمغان داشته است .
در خاتمه برمی گردم به کتاب " مشاهیر هنر خوی " از سلطانعلی دریادل که با نگرش و پرداخت به مشاهیر علمیو مذهبی، تئاتر و سینما ، هنرهای تجسمی ، هنرمندان موسیقی ، شعرا و نویسندگان و " عاشیق ها " ی خوی ، مواردی را مکتوب کرده که پیوسته برای معاصرین و نسلهای آینده ، الهام بخش و آگاهی دهنده خواهد بود .
سلطانعلی دریادل ، هنرمندی صمیمی و نویسنده ای بی ادعاست که بی هیچ حمایت دولتی و صرفا با تکیه بر درآمد معلمی و اندوخته ی خود ، بذل مال و جان می کند تا رگ و ریشه ی آبا و اجدادی در این خاک سبز و پر شیب و نشیب یا به قول عامیانه ی ترکی " خوی چوخورو "، با همه ی اصالت های قومی و زبانی اش در خاطره ی تاریخ حک شود . خصوصا این اواخر به حکمت عامیانه ی مردم خوی توجه ویژه داشته و با جمع آوری ضرب المثلهای ترکی ، تحفه ای گرانقدر به همزبانها و هم دیاران خود در هزار گوشه ی این جهان که به تعبیر فردوسی " که ترکان ، به دیدن پریچهر اند " و عشق به زبان و سنن و آداب و حتی نهر ها و کوههای آن دارند ، پیشکش نموده است .
در مورد خوی و تاریخچه گل سرخ آن نیز که از شهرتی جهانی برخوردار است به شعری از " ظهیری خونجی " اشاره می کنم که در اواخر سده ی شش و اوایل سده هفتم می زیسته است :
هر جا که بود زینت آنجا ز وی است
گل را مبارک پی و فرخنده پی است
گفتم ز کدام شهری ای من خاک
گفتا شنیده ای که اصلم ز " خوی " است .
خوی _ ۱۴۰۴/۳/۴
ادامه مطلب ...